المسعودي ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )

649

مروج الذهب ( فارسى )

داده است . سخن او صلى الله عليه و سلم نيكو و مختصر بود كه لفظ اندك و معنى فراوان داشت از جمله وقتى او صلى الله عليه و سلم همراه ابو بكر بنزد قبايل اطراف مكه رفت و با طايفه بكر بن وائل روبرو شد و ابو بكر با آنها سخن گفت و ميان او و دغفل سخن از نسب رفت چنين فرمود « بلا به سخن وابسته است » و اين ابداع او بود و از كسى ديگر شنيده نشده بود و اين سخن كه درباره جنگ فرموده كه « جنگ خدعه است » و با اين كلمات اندك و سخن كوتاه معلوم داشت كه آخرين مرحله جنگ پيكار با شمشير است كه مرحله اول چنان كه او عليه السلام فرمود خدعه است و اين را هر كه راى درست و سالارى و رهبرى دارد خوب ميداند . و هم فرمود « كسى كه بخشيده خود را پس گيرد چنانست كه قى كرده خود را بخورد » و با اين سخن بخشنده را از پس گرفتن بخشوده خود منع كرده كه قى كننده بقى كرده خويش باز نميگردد . كسان را در اين باب گفتگوى بسيار است و غرض از اين بحث نقل سخنان او صلى الله عليه و سلم است كه پيش از او كس نگفته است . و اين سخن كه گويد « خاك به روى مداحان بپاشيد » مقصود وقتى است كه مداح دروغ گويد منظور اين نبوده است كه وقتى كس سپاس نعمت كس را بدارد يا او را بفضايلى كه دارد وصف كند يا سخنى به حق گويد خاك بر رويش افشانند اگر معنى گفتار او صلى الله عليه و سلم چنين بود كس كس را مدح نميگفت زيرا نهى براى راستگو و دروغگو بود و ميبايست بر روى همه خاك بپاشند و اين خلاف قرآنست كه خدا عز و جل ضمن خبر از پيمبر خويش يوسف و حكايت گفتار او بشاه فرمايد « مرا خزانه‌دار اين سرزمين كن كه من دانا و امينم » كه خويشتن را مدح كرده و وصف حال خود گفته است همه آنچه در اين باب ياد مىشود در سيرتها و خبرها مشهور و بنزد علما معروف و ما بين حكما متداول است و بسيارى